تقریبا کل این ماه رو بیمارستان بودم. اونم تو شهرای مختلف. طوری که یادم می رفت تو کدوم بیمارستانم و همراه کدوم مریض. ولی امشب، یه پیام اومد واسم که نوشته بود: بیا زایشگاه دایی جان ناپلئون.
پدرم خواب بود، با پرستارش هماهنگ کردم و رفتم زایشگاه. خواهر زادم به دنیا اومد. ۲۵ شهریور ۹۸، ساعت ٠۳:۱٠ صبح
جان ,کدوم ,تو ,دایی ,زایشگاه ,مراقبت ,دایی جان ,خوب شده، ,تقریبا خوب ,

درباره این سایت